اصلاح قیمت آب شهری در شرایط خشکسالی: چالشهای تقاضای بخشی در تهران
نویسندگان
1 دانشگاه امیرکبیر، دانشکده مدیریت و علوم و تکنولوژی، تهران، ایران. sajadifar@gmail.comیر، دانشکده مدیریت و علوم و تکنولوژی
2 دانشیار، گروه اقتصاد، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران. Ma.mahmood@iau.ac.ir
3 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران. ahmad.firouzi@iau.ac.ir
4 دانشیار، گروه اقتصاد، واحد فیروزکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزکوه، ایران. (نویسنده مسئول) Saleh.ghavidel@iau.ac.ir
doi
https://doi.org/10.71849/ECO.2026.1224112چکیده
مقاله حاضر با هدف طراحی یک الگو و چارچوب بهینهسازی غیرخطی برای قیمتگذاری آب شهری در شرایط بحرانی خشکسالی، با تمرکز بر مدیریت تقاضای بخشی و تخصیص بهینه منابع از بخش خانگی به بخش صنعتی تدوین شده است. جامعه و نمونه مورد مطالعه: محدوده جغرافیایی این تحقیق، کلانشهر تهران است که دادههای مربوط به میزان عرضه، تقاضا و تعرفههای بلوکی آن در دورههای مختلف خشکسالی و ترسالی واکاوی شد،. این تحقیق از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روش، در دسته مدلسازی ریاضی و بهینهسازی غیرخطی قرار دارد. در این مدل، تابع هدف بر پایه حداکثرسازی رفاه اجتماعی (مجموع مازاد مصرفکننده و سود تولیدکننده) با رعایت قیود پایداری عرضه طراحی شده است. یافتهها نشان داد که اعمال سیاست قیمتگذاری بلوکی افزایشیافته در زمان خشکسالی، ابزاری کارآمد برای کنترل مصرف است. براساس نتایج، در صورت کاهش ۲۵ درصدی عرضه آب، قیمت در بلوکهای دوم و سوم مصرف خانگی باید بهترتیب ۱.۴۲ و ۱.۹۸ برابر افزایش یابد تا ضمن حفظ عدالت اجتماعی برای مصرفکنندگان پایه، منابع لازم برای استمرار فعالیتهای صنعتی تأمین شود. براساس نتایج، پیشنهاد میشود سیاستگذاران حوزه آب از «تعرفههای انعطافپذیر و تطبیقی» به جای تعرفههای ثابت سالیانه استفاده کنند و با افزایش پلکانی قیمت برای مصارف غیرضروری، انگیزه اقتصادی لازم برای بازچرخانی آب در بخش خانگی و انتقال آن به بخشهای مولد را فراهم آورند.