نقد تطبیقی بن مایه‌های مشترک داستان سرود مروارید و قصّه‌ی الغربه الغربیه (با رویکرد به نظریه‌ی بینامتنیت)

نویسندگان

1 گروه ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه گلستان

doi
10.30495/clq.2023.1890612.1828
چکیده

بسیاری از کلمات و عبارات به کار رفته در مضامین کتب عرفانی ما همچون روح، رویا و عالم‌غیب، در عقاید و تعالیم ادیان گذشته ریشه دارد؛ از این رو لازم است با ادیان قدیمی آشنایی داشته و کندوکاوی در این موضوع داشته باشیم. با توجه به این که سهروردی با حکمت ایران باستان و ادیان دیگر آشنایی داشته بنابراین با سرود مروارید نیز آشنا بوده و محتوای قصّه‌ی الغربه‌الغربیه نشانگر این است که از سرود مروارید الگو گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی، وجوه شباهتِ داستان گنوسی سرود مروارید(جامه‌ی فخر) و قصّه‌ی الغربه‌الغربیه را از منظر نظریه‌ی بینامتنیت، بررسی می‌‌نماید. در هر دو داستان به هبوط انسان در این دنیا اشاره می‌شود و قهرمان داستان، برای نجات خود تلاش می‌کند. موضوعاتی از قبیل سفر از شرق به غرب، اسارت در سرزمینی بیگانه، نامه‌ای که از طرف پدرشان می‌رسد، مضمون نامه و ... که از موضوعات مهم آیین گنوسی هستند، در هر دو داستان مشابه هم است.