بررسی تطبیقی تأثیر جنسیّت بر زبان (DSL) در شعر ژاله اصفهانی و سعاد الصباح (با تکیه بر نظریة رابین لیکاف)
نویسندگان
1 (دانشجوی دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران. ایران)
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران) ayoob.moradi@pnu.ac.ir
3 (دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران) faroogh.nemati@pnu.ac.ir
doi
چکیده
یکی از نظریّاتی که توسّط رابین لیکاف ارائه گردید، تأثیرپذیری زبان از جنسیّت است؛ بدین معنا که سبک نوشتاریِ زنانه یا مردانه، به دلیل نوعِ جنسیّت آن دو، در زبان ادبیِ آنها نیز تأثیر خواهد نهاد. لیکاف نظریة خود را در چهار محورِ آوایی، واژگانی، نحوی و ارتباطی یا معنایی، ساماندهی کرد و ویژگی¬های سبکِ زنان را در این چهار حوزه مورد بررسی قرار می¬دهد. این جستار به روش تحلیلی- توصیفی و در راستای مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به بررسی سبکِ شعری و زبانِ زنانة ژاله اصفهانی، سرایندة معاصر ایرانی، و سعاد الصباح، شاعر معاصر کویتی بر اساس نظریة مذکور خواهد پرداخت تا میزانِ تأثیر این نظریه بر زبان شعریِ دو سراینده را مورد تحلیل سنجشانه قرار دهد. یافته¬های پژوهش گویای آن است که دو شاعر، از شاخصه¬های متعدّد زنانه در چهار سطح مذکور به طور فراگیر و گسترده¬ای بهره گرفته¬اند. از جمله اینکه استفاده از تکرار در سطح زبانی، کاربست کلمات عاطفی در سطح واژگانی، بهره¬گیری از جملات پرسشی و کوتاه در حوزة نحوی، و دفاع از حقوق هم¬جنسان خود و بیان دغدغه¬های زنانه در سطح ارتباطی و معنایی، بیش از دیگر مؤلّفه¬ها به عنوان ویژگی¬های زنانه و نشانه¬های تأثیر جنسیّت بر زبان در شعر دو سراینده، نمود پیدا کرده است.