بازنمود «دیگری» در شعر عارف قزوینی و میرزاده عشقی از منظر نظریۀ پسااستعماری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران.
3 استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران.
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1918109.2160چکیده
مطالعات پسااستعماری رویکردی بین رشتهایی است که در دهههای گذشته گسترش فراوان داشته است. این مطالعات به طور مشخص در حوزۀ ادبیات و تولیدات فرهنگی به واکاوی و نقد بازنمودهای گفتمان پسااستعمار در دوران پسااستقلال میپردازد. در این حوزة مطالعاتی، مفاهیم پسااستعماری همچون اروپامحوری، جنسیت، فرودست، دیگری، نژادگرایی و گفتمان شرقشناسی، در دو مقولة کلی استعمارگر و استعمارزده واکاوی میشود.این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و براساس استقرا از مجموعه اشعار عارف قزوینی و میرزاده عشقی و با تکیه بر نظریات پسااستعماری به بررسی بازنمود دیگری در شعر آنها پرداخته و از منطر گفتمان پسااستعماری، نشان میدهد که این شاعران چگونه در برابر دوگانهسازی گفتمان استعماری، به بازیابی هویت خودی در برابر دیگری سازی غرب پرداخته اند و در عین مبارزه با استعمارگران، گاه با متوسل شدن به ناسیونالیسم باستانگرایی افراطی، در شناخت مقاصد استعمار مدرن دچار اشتباه شدهاند که نتیجهاش به سود استعمار و استبداد و تحکیم پایه های قدرت او تمام شده است.