سنگ زیرین آسیاب در کشاکش دهر (مطالعۀ تطبیقی مفهوم سختی‌های زندگی با خیر و شر نظام هستی در ذهن و زبان مولانا و ویکتور فرانکل)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان

4 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی ،زنجان، ایران.

doi
چکیده

یکی از مسائل اساسی و پر دغدغ ۀ انسان، مسألۀ سختی‌های زندگی بشر ی است. سختی‌های زندگی می­تواند نتیجه­ای والا در پی داشته باشد که این امر سهم بزرگی در معناآفرینی دارد. از نظر مولانا؛ هستي، بستر مناسبی براي رشد و شكوفايي توانايي‌هاي انساني است و یکی از مهم­ترين زمینه­های تحقق آن، سختی‌های زندگی است. سختی‌هایی که با نگاهی تازه و معنوی بدان­ها می­تواند به ارمغان آورندۀ معنـای زندگی برای انسان­ها باشد. از اين منظر، آن­چه در نگاه نخست سختی قلمداد مي‌شود می­تواند خير و راهی برای كمال انساني باشد. مولانا این حقیقت را با زبانِ تمثیل و داستان و بیانی نغز مطرح کرده است . در سویۀ دیگر، ویکتور فرانکل، روان­شناس و بنیانگذار لوگوتراپی(معنادرمانی) قرار دارد که تجربیات تلخ او در اردوگاه کار اجباری و مرگ(آشویتس) باعث شد باور کند که پذیرا شدن شـجاعانۀ سختی‌های زندگی، می­تواند ما را در رسیدن به خیرِ پنهان و مفید یاری رساند و نیل به تعالی درونی و معنا را تسهیل نماید. در مقالۀ پیش­رو تلاش کرده­ایم به روش استقرایی- تحلیلی، وجوه اشتراک محور اندیشگانی این دو اندیشمند را استخراج و بررسی نماییم و شیوه ی معنادار نمودن سختی‌های زندگی را از منظر فرانکل بکاویم. دستاورد پژوهش، گویای این است که این دو فرزانه، باوری عمیق به معنادار بودن سختی‌های زندگی دارند؛ زیرا سختی‌ها انسان را پیراسته از خودخواهی می­کنند و به او توان رشدِ استعدادهای درونی می­بخشند و توجه به ابعاد معنوی را بارزتر می کنند و به زندگی­اش معنا می­دهند.