بازتاب غزلها و مثنوی مولانا از سعدی تا صائب
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
doi
10.30495/dk.2022.1952063.2432چکیده
بیگمان یکی از چکادهای شکوهمند ادبیات فارسی، مولانا جلالالدین بلخی (604-672) است. گرچه به فرمودۀ خودش در ادبیات فارسی و عرفان از پی سنایی و عطّار آمده است ولی سرآمد تمام سرایندگان شعر و ادب عرفانی به شمار میرود. این سوختۀ عقل و عشق که در سدۀ هفتم هجری میزیسته و به دلیل کوچیدن از شرق به غرب ایران زمین، تا سدۀ نهم در غربت غربیه از دید تاریخنگاران و سرایندگان ادب فارسی مهجور ماند تا این که در سدۀ نهم عبدالرحمن جامی (817-818) عارف و شاعر برجستۀ در تذکرۀ نفحات الأنس خود به معرّفی او پرداخت و اطلّاعات سودمندی دربارۀ مولانا جلالالدین و خاندان و استادانش ارائه کرد. از سدۀ نهم است که آتش شوق مولانا سرزمینهای مرکزی و شرقی پارسی زبانان را دامن میگیرد. البته شیخ اجل سعدی به دلیل جهانگردی، به قول خودش در بوستان با دوستان به روم برای دیدار مولانا عارف پاکیزه بوم رفته است که مستثنی از بیخبران از احوال مولانا میباشد. از نیمۀ دوم سدۀ نهم است که شیفتگان مولانا برای زیارت تربتش به قوینه میشنابند و سرایندگان ادب فارسی به نظیره پردازی، تضمین و مضمون پذیری از غزلها و مثنوی شریف او میپردازند. عرفا به شرح مثنوی و شعرا به استقبال غزلهای پرشور او اقدام میکنند. نگارنده این گفتار بر آن است تا به روش توصیفی- تحلیلی به معرفی تعدادی از بزرگان ادب فارسی از سعدی تا صائب که در غزلسرایی به مولانا اقتدا کرده و به اقتفای او رفتهاند بپردازد.