کنکاشی زبان شناسانه بر سه سرآغاز در شاهنامه فردوسی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رشت،دانشگاه آزاد اسلامی،رشت، ایران .
doi
10.30495/dk.2022.1972381.2617چکیده
دانش زبان شناسی نوین و سره کردن متون ادبی که زبان شناسان از آن با سرنامۀ گفتمان نقدگرا از دیدگاه نشانه شناسی معنایی یاد میکنند، چنان است که سره کنندۀ نوشتار به دنبال شناخت ژرف مایۀ لایههای گوناگون اندیشه و فضای آفرینش متون فراتر از جملهها میگردد و بافت سخن را با توجه به جایگاه هنری و موقعیت آن به کنکاشی زبان شناسانه میکشد و بینش فرامتنی نگارنده یا سراینده را آشکار میسازد.بنابراین، نگارنده این گفتار بینش نهفته در لایههای زبانی سه سرآغازنامه را در گران سنگ ترین سروردۀ حماسی زبان فارسی که همانا شاهنامه نام گرفته با سرنامههای به نام خدا و غمنامههای رستم و سهراب و رستم و اسفندیار را با روش (توصیفی– تحلیلی) به کنکاش گفتمان نقدگرا گرفته است.