تحلیل سیر فردیت یونگی در داستان دقوقی از مثنوی معنوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

doi
10.30495/dk.2022.1968966.2598
چکیده

یکی از مهم‌ترین نظریه‌هایی که معانی درونی و پنهان قصّه را مبنای تفسیر خود قرار داده، نظریۀ روان‌کاوی است. در عصر حاضر، با پیوند هر چه بیشتر ادبیات و روان‌‌شناسی، می‌توانیم راهی به سوی کشف معنای نهفته در متون بیابیم. نظریۀ فردیّت یونگ تحقق کهن‌الگوی خویشتن یعنی تعادل بین امور بیرونی و امور درونی که میل به سوی تکامل دارد را در فرد مرور می‌کند. برآنیم تا با این دیدگاه با خوانشی متفاوت این داستان از مثنوی را بازخوانی نماییم. از آن‌جا که مولانا عارفی است که دارای ذهن نمادگرا بوده و مثنوی را در قالب یک اثر رمزی سروده است، دارای قابلیت بررسی نقد کهن‌الگویی است لذا پژوهشِ حاضر سعی بر این دارد؛ با تحلیل محتوا، نمادها و کهن‌الگوهایِ داستان‌ دقوقی را استخراج نماید و با فهم آن‌ها و تطابق با نمادِ برابر برای آن‌ها، براساس نظریۀ فردیت یونگ، این فرآیند را ترسیم نماید. نتیجه پژوهش حاکی از این است که مولانا در دستیابی به فرایند فردیت در این داستان، تعالی با اصولِ عرفانی را مطرح نموده است و در نهایت هدف مولانا که رسیدن به کمال و خودشناسی است با نظریۀ یونگ هم‌سویی دارد. این پژوهش با روش کتابخانه‌ای ـ اِسنادی، با رویکرد تحلیلی ـ توصیفی بررسی شده است.