بررسی تطبیقی داستان‌های مینی‌مالیستی شاهنامه و ایلیاد با رویکرد زبان‌شناسی نقش‌گرا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه،ایران.

2 دانشیار و هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه،ایران.

doi
چکیده

مینی‌مالیسم یا خُردگرایی در روایت، شیوه‌ای سبکی است که در آن عناصر داستانی به بنیادی‌ترین اجزاء کاهش می‌یابند و ویژگی‌هایی چون ایجاز، واژگان محدود، حذف جزئیات و حتی سکوت معنادار نمود می‌یابد. گرچه این سبک بیشتر با ادبیات مدرن پیوند خورده است، اما ریشه‌های آن را می‌توان در متون کلاسیک نیز جست‌وجو کرد. در شاهنامه فردوسی، به‌ویژه در داستان‌های اسطوره‌ای، روایت‌هایی یافت می‌شود که با ویژگی‌های مینی‌مالیستی هم‌خوانی دارند. در سوی دیگر، ایلیاد هومر ـ به‌عنوان یکی از کهن‌ترین و برجسته‌ترین متون حماسی یونان ـ نمونه‌های روشن و متعددی از روایت‌های کوتاه، عمل‌محور و ایجازآمیز در دل روایت عظیم جنگ تروآ ارائه می‌دهد؛ از جمله در توصیف نبردهای فردی، جدال‌های لفظی قهرمانان، و صحنه‌های مرگ و سوگواری که با کمترین واژگان، بیشترین بار عاطفی و دراماتیک را منتقل می‌کنند. این پژوهش با رویکرد زبان‌شناسی نقش‌گرا به خوانش تطبیقی داستان‌های مینی‌مالیستی در شاهنامه و ایلیاد می‌پردازد. در این رویکرد، تحلیل سازه‌های زبانی، نقش‌های معنایی و کنش‌های افعالی اهمیت دارد و از خلال آن پیوند میان زبان و بافت اجتماعی-فرهنگی دو اثر آشکار می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو متن، در ویژگی‌هایی چون طرح ساده و خطی، ایجاز روایی، محدودیت مکانی و زمانی، سادگی زبان و تعداد اندک شخصیت‌های فعال، مشابهت‌های قابل توجهی دارند. همچنین، در هر دو اثر، کنش‌های رفتاری و عملی برجسته‌تر از کنش‌های توصیفی و ذهنی‌اند