بررسی و تحلیل کهنالگوی فرازپویی در اثر نمادین «در پس آینه» پوران فرخزاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران.
doi
10.30495/dk.2021.1920148.2175چکیده
بسیاری از حرکتهای فردی و جمعی بشر نمونهای کهن در ناخودآگاه جمعی دارد و راهبر فرد به سوی هدف خاصی است. یکی از این تفکرات فرازپویی یا رسیدن به تمامیت است که امری فطری است. یونگ این تلاش و پویه یا سفر به ناخودآگاه را که فرازمانی و فرامکانی است، فرایند فردیت می نامد. این فرایند به صورت جریان صدور کهنالگوها از تاریکی ناخودآگاه جمعی به ناخودآگاه فردی، در آثار ادبی ملل جهان دیده میشود. مضمون اصلی داستان در پس آینۀ فرخزاد هم کمالجویی و فرازپویی است که در فرایندی نمادین، بیرونی و درونی، حاصل میگردد. این مقاله با روش تحلیلی نشان می دهد، طوطی (قهرمان داستان) در دورانی از مرحلۀ رشد، به پوچیِ زندگی عادی پیبرده، قوانین ساختگی را برنمیتابد، در نتیجه طی سفر، با جستجو به هویت، آگاهی و استقلال لازم دستمییابد. در این سیر و سلوک (فرایند فردیت) یا سفر روان (در ناخودآگاه)، قهرمان مجبور به شناخت شماری کهنالگو هاییست که در مراحل گوناگون این فرایند با شدت و ضعف، در داستان، پدید میآید. قهرمان برای رسیدن به تمامیت و شناخت خویشتن، نقاب دروغین شخصیت کاذب خود را کنارگذاشته و با شناخت (آنیما/آنیموس) و جنبههای مثبت و منفی آن، موفق به کشف مراحل آن میشود. سپس با راهنماییهای پیر فرزانه و مبارزه با جنبههای متعدد سایه، از مرحلۀ دشوار مرگ و تولد دوباره عبور نموده و با پیر دانا به هدایت رهپویان رستگاری میپردازد.