بررسی کارویژۀ کاوۀ آهنگر در شاهنامۀ فردوسی با رویکرد به اندیشۀ ایران شهری و اساطیر جهانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.
doi
10.30495/dk.2022.1946269.2370چکیده
با کشف آهن افزون بر دگرگونیهای مادی، سامان اندیشگی و فرهنگی جهان نیز دچار دگردیسی میشود. ارزش، ژرفا و پیامدهای این کشف سبب پدیداری عصری با ویژگیهای برجسته و دیگرسان به نام آهن است که اسطورهها و قهرمانان ویژۀ خود را میآفریند. ایران نیز به عنوان یکی از کهنترین تمدن های جهان و نخستین مراکزی که به فناوری گدازش و برونآوری آهن دست مییابد از برآیندهای فرهنگی آن بیبهره نمیماند. نامآورترین قهرمان ایرانی ِ این عصر کاوۀ آهنگر است که در هزارۀ تاریک و پرآشوب ضحاکی (روایت ایرانی آغاز عصر آهن) ظهور و زمینه را برای بازآفرینی جهان اَشامَند به دست فریدون فراهم میکند. کاوه برخلاف آوازه و نفوذ همارهاش بر اندیشۀ ایرانی، بازتاب درخوری در اسطورههای میهنی و دینی ایرانی نمییابد. همین امر برخی از پژوهشگران را برآن داشته تا وی را شخصیتی افسانهای و برساختۀ گوسانان اشکانی و نویسندگان خدای نامههای روزگار ساسانی بپندارند که بیگمان باورپذیر نمینماید، چرا که با بنیادهای فکری مردمان پیشاتاریخ در فهم هستی ناسازگار است. کاوه مانند دیگر شخصیتهای اسطورهای دارای خویشکاریهای نمادین و کارویژههای استعارهگون است. در این پژوهش سعی میشود با بهرهگیری از تحلیل کهنالگویی، نگرش تطبیقی و روش کتابخانهای بن مایههای اساطیری میانوردِ کاوه در شاهنامه را بررسی کرده و با پیریزی انگارههای تازه برآیندهای نوینی ارائه نموده و نشان دهد که کاوه قهرمانی پیشا تاریخی است که بنا به دلایلی از صحنۀ اساطیر ایران زمین محو می شود.