4. مروری بر زمینههای تقویت پراگماتیسم آمریکایی در برابر ایران با تمرکز بر حقوق بشر از سال دو هزار میلادی
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شیراز
doi
چکیده
هدف از ارائه نوشتهی حاضر، تحلیل انتقادی سیاست خارجی و رفتار سیاسی ایالاتمتحده آمریکا در قبال ایران با محوریت مواضع حقوق بشری از سال دو هزار به اینسو است. در این پژوهش نگارندگان با رویکردی تبیینی– تحلیلی (با شیوه گردآوری دادههای کتابخانهای و اینترنتی) در پی پاسخگویی به این مسئله یا پرسش هستند که ماهیت مواضع حقوق بشری و رفتار سیاسی ایالاتمتحده آمریکا در قبال ایران از دهه دو هزار به اینسو چه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش آن است که مواضع حقوق بشری ایالاتمتحده آمریکا در قبال ایران از سال دو هزار میلادی به اینسو عمدتاً تابعی از اهداف و سیاستهای واقعگرایانه، قدرت بنیاد و منفعت طلبانه در چارچوب اصول و مؤلفههای پراگماتیسم است و شعار و گفتمانهای حقوق بشریاش عمدتاً جنبه ابزاری، تبلیغی و تاکتیکی برای پنهانسازی اهداف باطنی یادشده دارد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که بین گفتمان بهظاهر حقوق بشری این کشور در ساحت نظری و رفتار سیاسی و سیاست خارجی، شکافی جدی وجود دارد. استفادهی گزینشی آمریکا از حقوق بشر علیه ایران و نادیده گرفتن مشکلات حقوق بشری کشورهای ناقض این موضوع بهویژه عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی، تا حد زیادی تأییدکنندهی جهتگیریهای پراگماتیستی این کشور هستند. از این منظر، ایالاتمتحده آمریکا به دنبال تثبیت هژمونی و رهبری سیاسی خود در جهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تثبیت هژمونی خود بر اقتصاد جهانی نولیبرالیستی بوده است.