تبیین و تحلیل مولفه های اجتماعی در شهنشاه نامه تبریزی و تطبیق آن با شاهنامۀ فردوسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.
doi
10.30495/dk.2023.1982590.2700چکیده
مولفه های اجتماعی به عناصر یا اجزای تشکیل دهندۀ یک اجتماع اطلاق میشود که بدون داشتن آنها نمیتوان آن اجتماع را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. شاهنامه به عنوان اثری برآمده از میراث فرهنگی، تاریخی و اجتماعی حائز اهمیت است، غنای این اثر و اهمیت آن به حدی است که منظومههای حماسی و تاریخی بسیاری به تقلید از آن نوشته شده که شهنشاه نامه تبریزی نمونه ای از این موارد است. بررسی مولفههای اجتماعی دراین دو اثر نه تنها منجربه روشن شدن آیین زندگی از دوران حیات فردوسی تا پایان حکومت مغولان میگردد، بلکه شباهتها و تفاوتهای مولفههای اجتماعی را دراین دو اثر روشن میسازد. پیرامون این مبحث تاکنون پژوهشی انجام نشده است و موارد موجود تنها به بررسی برخی از مولفههای اجتماعی در شاهنامه پرداخته است. نگارنده در پی اثبات این فرضیه است که در این دو اثر پادشاه به عنوان قطب اصلی مملکت مطرح است، نتایج پژوهش نشان میدهد مردم در شاهنامه از آگاهی و بیداری برخوردارند و در روند سیاستهای کشور خود دخالت دارند اما در شهنشاه نامه مردم تسلیم به جبرو زورگویی میباشند و در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند، این امر حاکی از فضای خفقان آور حکومت مغولان در دوران سرایش شهنشاه نامه میباشد. علاوه براین شهنشاه نامه در مولفههایی نظیر آداب و رسوم، آداب جشن و سوگواری و برخی از آداب جنگ با شاهنامه مشابهت دارد، اما مولفههایی نظیر شیوة حکمرانی پادشاهان، عدالت اجتماعی و آگاهی عامه مردم در این دو کتاب متفاوت است.