تحلیل باستان گرایی در اشعار سیاوش کسرایی و نصرت رحمانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج،دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
چکیده
تحول و نوآفرینی در شعر چه در محتوا و چه در زبان و ساختار آن از راه هنجارگریزی رخ میدهد. هنجارگریزی میتواند از راه آفرینشهای تازه که با ذهن و زبان ادبیات آشنایی ندارد حاصل شود یا آن که با غبارروبی از چهرهی کهن هنجارها که در لاتین به آن آرکائیسم گفته میشود و در زبان امروزی از آن با عنوان باستان گرایی یاد میکنند، به دست آید. مهمترین جنبهی رستاخیز کلمات در شعر سیاوش کسرایی و نصرت رحمانی باستان گرایی و بهرهگیری از ساختار شعر کهن است. در بین شاعران مورد بحث، کسرایی به استفاده از مصادیق کهن زبان فارسی، چه از نظر واژگان و چه از نظر محتوا اقبال بیشتری نشان میدهد، به طور کلی باستانگرایی در شعر شاعران مورد نظر جایگاه خاصی دارد که به تشخص زبان و بیان شاعرانهی آنها منجر شده است. این پژوهش به بررسی و کاربرد باستانگرایی در اشعار این دو شاعر با روش توصیفی- تحلیلی میپردازد.