زبان رخداد و انتقال معنی، خوانش هرمنوتیکی عقل سرخ با تکیه بر نظریه گادامر
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور تهران جنوب، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور تهران جنوب، تهران، ایران.
doi
چکیده
امروزه هر پژوهشی با رویکرد هرمنوتیک در پی تحلیل چرایی و تبیین و تحلیل یک اثر است تا از این طریق میزان برداشت مفسر را از نوشته مؤلف برآورد کند. هانس گئورک گادامر ازجمله فیلسوفانی است که درزمینۀ هرمنوتیک برداشت خواننده از متن را نوعی بازآفرینی دوباره متن میداند و معتقد است که هنگامیکه زبان از سمت نویسنده وارد متن میشود، دارای یک هویت جدید میگردد و بهخودیخود هستی جداگانهای دارد. او معتقد است که هر اثری در هر زمان و برای هر کس میتواند معنای جداگانهای پیدا کند و در برداشت هر مفسر فرهنگ، تاریخ، زبان، نگرش و همچنین دیدگاه فلسفی مؤثر است. این مقاله که با رویکرد هرمنوتیکی فلسفی و به روش تحلیلی - توصیفی نوشتهشده است در پی آن است که داستان عقل سرخ اثر سهروردی را از منظر گادامر و دیدگاه وی درباره زبان که هر فهمی برای مفسر در زبان رخ میدهد، بررسی کند و در پایان نتیجه میگیرد داستان عقل سرخ از یک داستان عامیانه به یک داستان رمزآلود قابل تأویل است. اما یک مفسر در میان تعینات روشن متن میتواند فهم دینی و عرفانی مستقلی از متن را دوباره بازتولید کند. این یعنی خوانش متن در هر برهه تاریخی نسبت به حوادث زمان و بینش مفسر در حال تغییر و بازتولید است.