خوانش تأویلی آتش در تفاسیر عرفانی قرآن تا قرن ششم با تأکید بر قصه ابراهیم (ع) و موسی (ع)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
doi
چکیده
مفسران عارف با الهامگیری از این فرموده امام صادق (ع) که «زبان قرآن چندبعدی است»، سطوح معنایی متعددی برای قرآن در نظر گرفتهاند و بر این مهم که تفسیر امری پایانناپذیر است، پای فشردهاند. این جستار با مطالعه تفاسیر عرفانی از آغاز تا قرن ششم، در پی نمایاندن ظرفیت بالای زبان تأویلی در مضمونسازی و گذر از زبان سطحی و ظاهر الفاظ قرآنی در دو قصه «افکنده شدن حضرت ابراهیم (ع) در آتش و سرد شدن آن بر ایشان، و تجلی خدا بر حضرت موسی (ع) در هیئت آتش از درخت» است. نگارندگان با روش اسنادی و تحلیل محتوا، در صدد پاسخگویی به پرسشهایی چون: زبان تأویلی تا چه اندازه در ارائه خوانشهای متفاوت و گذر از نظام تکمعنایی درباره مقوله آتش مؤثر بوده است؟ و اینکه آیا نوع برداشت مفسران عارف از مفهوم نمادین آتش در داستان مواجهه هر دو پیامبر با وجود اختلاف در معنی سمبلیک و نمادین آن، در نهایت به یک مفهوم واحد انجامیده است؟، برآمدهاند. یافتهها بیانگر آن است که مفسران عارف با اتکاء بر خوانش تأویلی در آتش هر دو قصه از معانی قراردادی و مألوف و نظام تکمعنایی فراتر رفتهاند و به ساحتی عمیقتر از معانی و خوانشهایی متفاوت دست یافتهاند و در پذیرش مفاهیم رمزگونه بهعنوان معانی دیگر آتش و در ضمن مرور یک دوره از مراحل سيروسلوك انفسی، طريقت عملي و نظري و مقامات عرفاني در ذهن مخاطب مؤثر بودهاند.