«شیبو» نماد کهن الگوی «نقاب» در داستان عامیانۀ «جنیدنامه»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
چکیده
با توجه به این که داستانهای عامیانه بهترین تجلیگاه کهنالگوها است، این مقاله، به تحلیل کهنالگوی «نقاب» در داستان عامیانۀ جنیدنامه میپردازد. جنیدنامه به روایت ابوحفص کوفی، داستان پهلوانیهای پدربزرگ ابومسلم، جنید و ماجرای عشق سوزان او به رشیده و سرگشتگیهای این دو دلداده و کامیابی نهایی آنها است که به تولّد اسد، پدر ابومسلم میانجامد. این داستان در قالب افسانهپردازیهای مردمی و به دور از وسواسهای تاریخنگاری دقیقِ علمی در زمینههایی با بنمایههای عشقی، عاطفی، مذهبی، دینی و افسانهسازی، حول شخصیتهای تاریخی نگاشته شده است. بر مبنای این تحقیق، که به روش توصیفی ـ تحلیلی، کهنالگوی نقاب در جنیدنامه را مورد بررسی قرار میدهد شیبو، نیروی یاریگر و نزدیکترین دوست قهرمان، «سایۀ» اوست که در تلاش برای رسیدن به خودآگاهی جنید و پیوستن به اتحاد و یگانگی روان او، با نقابهای انعطافپذیر و انتخابی چون تغییر نام، شکل، زبان و دین یا دستاویز قرار دادن نقابهایی مانند گریستن و سکوت، قهرمان را در عبور از موانع سفر یاری میکند. این نقابهای مثبت نه تنها سبب جعل فردیت نمیشود بلکه همسویی در مسیر تفرد و به نوعی اتحاد با «خود» است. در این داستان، نوع دیگر نقاب که از آن به «اثر سایه» تعبیر میشود و با تعریف نقابهای غیرمنعطف مطابق است نمودی از سایۀ درونی، سیاه و حیوانی قهرمان است که در قالب کلاغی سیاه ظاهر میشود و قهرمان با در آغوش کشیدن و قبول این بعد منفی ناخودآگاه، خود را به کمال فردیت و یگانگی میرساند. هدف این مقاله بررسی نمودهای هر دو نوع نقاب، منعطف و غیرمنعطف در شخصیت شیبو است تا نشان دهد چگونه شخصیت داستان با استفاده از نقاب میتواند چرخۀ فردانیت را به کمال برساند.