بررسی نقش عوامل مدیریتی در رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در سازمان های آموزش محور
نویسندگان
1 گروه مدیریت دولتی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
2 گروه حسابداری، واحد ایذه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایذه، ایران.
3 گروه مدیریت دولتی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
5 گروه مدیریت دولتی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
doi
چکیده
هدف : این پژوهش با هدف بررسی نقش عوامل مدیریتی در رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در آموزش و پرورش استان لرستان انجام شده است. روش : روش پژوهش به صورت کمی میباشد. جامعه آماری شامل کارکنان اداره کل و ادارات آموزش و پرورش استان لرستان به تعداد 1222نفر میباشد. در بخش کمی تعداد 292 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه حاصل از نظر خبرگان در مراحل دلفی فازی بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از معادلات ساختاری با رویکرد حدأقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته ها : ابتدا از منابع مکتوب و الکترونیکی با مراحل 8 گانه ژیائو و واتسون فراترکیب انجام گرفت و الگوی اولیه استخراج و با استفاده از تکنیک دلفی فازی ابعاد، مؤلفه ها و شاخصهای مهم به تأیید و اجماع نظری خبرگان رسید. در پایان با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی پایایی و روایی الگوی پیشنهادی اثبات شد و الگوی رهبری مبتنی بر علوم اعصاب در سازمانهای آموزش محور با 5 بعد، 63 مؤلفه و 205 شاخص تأیید و تدوین گردید. که در بعد عوامل مدیریتی، با انجام تحلیل عاملی اکتشافی با روش چرخش اوبلیمین، 16 عامل اصلی شناسایی شد، و ارزش ویژه هر یک از این عاملها بالاتر از مقدار یک بود. این 16 عامل در مجموع 79.064 درصد از واریانس را تبیین میکند. بر اساس بررسی مدل اندازه گیری ابعاد عوامل مدیریتی، بار عاملی تمامی ابعاد و شاخصها بالاتر از ۴/۰ بود و مدل معنیدار بود. نتیجه گیری : الگوی پيشنهادي رهبری مبتنی بر علوم اعصاب مدلی کامل و جامع میباشد، چون تقریباً تمامی ابعاد و مؤلفه های ضروری برای رهبری و مدیریت در سازمانهای آموزش محور به ویژه آموزش و پرورش را در بردارد.