مقایسهی نوع تفکر و پاسخهای دانشآموزان در حل مسائل تناسبی بر اساس نظریه پردازش دوگانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آموزش ریاضی، گروه ریاضی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه ریاضی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه ریاضی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
4 استاد تمام گروه ریاضی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف : هدف از این مطالعه بررسی نوع تفکر و پاسخهای دانشآموزان دختر و پسر پایه هفتم براساس نظریه پردازش دوگانه در حل مسائل تناسبی مستقیم و معکوس و مسائل غیرتناسبی و مقایسه آنها با یکدیگر است. روش : روش این پژوهش، کمی- توصیفی و از نظر هدف کاربردی بود. دادهها از 16 دانشآموز کلاس هفتم (8 دختر و 8 پسر) از دو مدرسه دولتی مختلف از دوره اول متوسطه در استان تهران جمع آوری شد. از دانشآموزان خواسته شد تا 9 مساله باز پاسخ را حل کنند که شامل 3 مساله تناسبی مستقیم و 3 مساله تناسبی معکوس و 3 مساله غیر تناسبی بود. یافتهها : نتایج نشان داد که در مسائل تناسبی مستقیم و معکوس و مسائل غیرتناسبی، دانشآموزان هر دو گروه تقریبا بطور یکسان به سئوالات بصورت درست پاسخ دادند. در بخش پاسخهای شهودی و استنتاجی مربوط به هر سه نوع مساله، گروه پسران بیشتر از گروه دختران به سوالات بصورت شهودی پاسخ دادند، ولی پاسخهای درست شهودی و استنتاجی گروه دختران بیشتر از گروه پسران بود. همچنین در مسائل غیر تناسبی اکثر پاسخهای شهودی و استنتاجی هر دو گروه بصورت نادرست بود. همچنین در بررسی 9 سئوال مشخص شد که در سئوالات 3 و 4 اختلاف معنی داری وجود دارد و بیشتر دانشآموزان دو گروه از روش شهودی برای پاسخگویی به مسائل استفاده کرده اند. علاوه بر این نتایج نشان داد که بطور کلی، اکثر دانشآموزان هر دو گروه که به مسائل غیر تناسبی پاسخ نادرست دادند، در تشخیص مسائل تناسبی مستقیم و معکوس و مسائل غیر تناسبی از یکدیگر با مشکل مواجه بودند که معمولا به دلیل استفاده از استراتژیهای تناسبی نادرست برای این نوع مسائل بود. نتیجهگیری : میتوان نتیجه گرفت که نوع استفاده از تفکر دانشآموزان دختر و پسر پایهی هفتم در حل مسائل تناسبی مستقیم و معکوس و مسائل غیرتناسبی بر اساس نظریه پردازش دوگانه میتواند به نتایج بهتری در آموزش بینجامد.