مدلسازی مفهومی کاربرد متاورس در آموزش با استفاده از نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانش آموخته مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی زنجان، آموزش و پرورش، ایران.
2 استادیار گروه مامایی،دانشکده پرستاری و مامایی،دانشگاه علوم پزشکی زنجان،زنجان،ایران.
doi
چکیده
هدف : هدف این پژوهش، مدلسازی مفهومی کاربرد متاورس در آموزش مدرسهای ایران است. با توجه به ضرورت تحول در ساختار یادگیری و بهرهگیری از فناوریهای نوظهور، این پژوهش تلاش کرده است تا با استخراج مؤلفههای مفهومی از تجربه و نظر متخصصان و خبرگان، مدلی بومی و نظری برای استفاده از متاورس در آموزش عمومی ارائه دهد. روش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریه دادهبنیاد انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۴ نفر از معلمان، مدیران و متخصصان فناوری آموزشی و متاورس گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای اشتراوس و کوربین (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت. برای سنجش اعتبار و پایایی دادهها نیز از راهبردهای لینکلن و گوبا بهره گرفته شد. برای اطمینان از اعتبار (روایی) و قابلیت اتکا (پایایی) دادهها، از معیارهای لینکلن و گوبا شامل قابلیت تأیید، انتقالپذیری، اتکاپذیری و صداقت استفاده شد و راهبردهایی مانند بازبینی مشارکتکنندگان از نتایج، همسنجی با منابع معتبر و تحلیل همکار به کار گرفته شد. یافتهها : یافتهها نشان داد که ۱۸ مقوله فرعی در پنج بعد اصلی شامل شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، استراتژیها و پیامدها در قالب مقوله هستهای «تحول ساختار یادگیری در محیط مدرسهای با محوریت تجربهمحوری و تعامل فعال در بستر متاورس» سامان یافتهاند. از جمله مقولههای کلیدی میتوان به یادگیری مبتنی بر تجربه، خودتنظیمی، بازنمایی واقعگرایانه، نقش جدید معلم، و شکلگیری هویت دیجیتال اشاره کرد. نتیجهگیری : نتایج این مقاله نشان میدهد که متاورس میتواند بستر مناسبی برای تحول در نظام آموزش مدرسهای فراهم آورد، به شرط آنکه سیاستگذاریهای هوشمندانه، زیرساختهای فنی، و تربیت معلمان متناسب با این فضا تقویت شود. مدل مفهومی ارائهشده میتواند راهنمایی برای طراحی چارچوبهای آموزشی در زیستبوم دیجیتال آینده باشد.