دستوری شدگی و بسط استعاری در اشعار سهراب سپهری

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

doi
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل «دستوری­شدگی و بسط­استعاری» در اشعار سهراب سپهری،از منظر زبان­شناسیِ شناختی ( cognitive linguistic ) می­پردازد. در فرایند دستورشدگی، واژگان تبدیل به عناصر دستوری شده به طوری­که معنا و مفهوم و گاه حتی نحوة تلفظ واژه تابعی از تغییرات کارکردهای صرفی و نحوی واژه خواهد بود. یکی از رویکردهای دستوری شدگی، بسط استعاری است که در دو قلمرو «جسمی شدگی» و «بسط معنایی و انتقال مفهوم از حوزة مبدأ به مقصد در افعال» صورت می­پذیرد. با در نظر گرفتن سرشت استعاری و «بوطیقای سورئالیستی» شعر سهراب سپهری و بررسی کامل نمونه­های بسط استعاری در شعر وی، به تحلیل چگونگی باز تولید معنا در دستوری شدگی اعضای بدن، همچنین بسط معنا در حرکت افعال از قلمروهای عینی به انتزاعی و تحلیل نگاشت­ها میان دو حوزة مبدأ – مقصد پرداخته­ایم و با توجه به امکانات گستردۀ تصویری شعر سهراب نتایج به­دست آمده به شیوه­ توصیفی _ تحلیلی با استنادبه بررسی کامل نمونه‌های دستورشدگی و بسط در «هشت کتاب» ارائه شده است.