بررسی تجربه زیسته کارکنان کلیدی از عوامل مؤثر بر ماندگاری در سازمان (مورد مطالعه: سازمان های علمی و تحقیقاتی)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مدیریت منابع انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فیروزکوه، ایران.
doi
چکیده
هدف : ماندگاری کارکنان کلیدی در سازمانهای علمیـتحقیقاتی یکی از چالشهای راهبردی در مدیریت سرمایه انسانی به شمار میآید؛ زیرا خروج این افراد موجب از دست رفتن سرمایه دانشی، کاهش ظرفیت نوآوری و تضعیف مزیت رقابتی سازمان میشود. هدف پژوهش حاضر، تبیین تجربه زیسته کارکنان کلیدی از عوامل اثرگذار بر ماندگاری در یک سازمان علمیـتحقیقاتی و ارائه یک مدل مفهومی جامع برای درک این پدیده بود. روش : این پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس روش پدیدارشناسی کلایزی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کارکنان کلیدی سازمان مورد مطالعه بود که با روش نمونهگیری هدفمند و ملاکمحور انتخاب شدند. تعداد مشارکتکنندگان تا رسیدن به اشباع داده ادامه یافت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق و سندکاوی تکمیلی گردآوری شد. برای سنجش دقت و اعتبار دادهها از معیارهای لینکلن و گوبا شامل باورپذیری، پایایی، تأییدپذیری و انتقالپذیری استفاده شد. یافته ها : تحلیل دادهها منجر به استخراج چهار مضمون فراگیر شد: ۱) فضای علمی و پژوهشی توانمندساز، ۲) هویت حرفهای و ارزشگذاری سازمانی، ۳) پایداری شغلی و مسیر حرفهای، و ۴) رشد حرفهای و کیفیت روابط انسانی. هر مضمون شامل مجموعهای از زیرمضامین سازماندهنده و کدهای پایه بود که در نهایت در قالب یک مدل مفهومی ماندگاری کارکنان کلیدی ادغام شدند. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که ماندگاری کارکنان کلیدی، پدیدهای چندعاملی و پویا است که از تعامل میان عوامل علمی، هویتی، حرفهای و بینفردی شکل میگیرد. یافتهها همچنین بر نقش معناداری تجربه عدالت، دیدهشدن علمی، استقلال حرفهای، فرصتهای رشد، روابط حمایتی و سلامت حرفهای در تقویت پیوند شغلی تأکید دارند. به طور کلی، پژوهش حاضر با ارائه الگویی مفهومی مبتنی بر تجربه زیسته کارکنان کلیدی، درک عمیقتری از سازوکارهای ماندگاری در سازمانهای دانشبنیان فراهم میکند و میتواند برای تدوین سیاستهای نگهداشت، طراحی مسیرهای شغلی، و مدیریت سرمایه دانشی مورد استفاده مدیران و سیاستگذاران قرار گیرد.