تفسیر و تحلیل سبک نگارش اوصاف الاشراف
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران،تهران،ایران
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
چکیده
آثار عرفانی در ادب فارسی چه پیش از قرن هفتم و چه در قرن هفتم و چه بعد از آن هر کدام متأثر از اوضاع و احوال اجتماعی و فراز و نشیبهای متعددی است که نویسندگان آن خواسته و ناخواسته در گذر زمان از آن عبور کردهاند. یکی از این آثار ارزشمند عرفانی، اوصافالاشراف خواجه نصیرالدین توسی است. او در این کتاب، یافتههای سلوکمدارانۀ خود را در قالبی نو و با سبک وسیاقی روشن، مبتنی براستشهادات قرآنی ملهم از احادیث متعدد به شیوهای ساده وروان ارایه کرده است. مقاصد عرفانی و مبانی معرفتی در اوصافالاشراف بر اساس یک دستهبندی منظم و متوالی تدوین شده است. نثر این کتاب در عین سلاست و روانی و ایجاز و اختصار حاوی نکات اساسی و دقایق ظریف عرفانی است. همچنین خواجه سعی کرده پیوندی از شریعت و طریقت را در این کتاب نمایان سازد که در نوع خود هم از نظر سبک نگارش و هم از منظر محتوا روشی مستقل به شمارمیرود. روش تحقیق این مقاله توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر یافتههای کتابخانهای است و میتوان به این نتیجه دست یافت که اوصافالاشراف هم از دیدگاه عرفانی و هم از نظر سبک و روش نگارش و هم از نظرگاه مضمون و مفهوم و هم از منظر اتکا بر موازین شریعت و توجه به مبانی طریقت، به شیوهای بدیع نگاشته شده است.