بازتاب چالش های محمد تقی بهار با پهلوی اول، در آئینۀ سروده های او
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد محلات، دانشگاه آزاد اسلامی، محلات، ایران.
doi
چکیده
بعضی سرودههای شاعران فارسی زبان بازتاب وقایعِ روزگار، حقایق و دلایل رخدادِ آنهاست. پس از مشروطه بسامد این اشعار فزونی میگیرد. بسیاری از سرودههای بهار، شاعر، سیاستمدار و محقق بزرگ این عصر آئینۀ اتفاقات روزگار و مبیّن ارتباط مشوّش وی با پهلوی اول و شرحِ مخالفتها، انتقادات، پندها و گاه مدایحِ اجباری و از سرِ ترس و تقیّه اوست که هر کدام به عنوان یک شعراستنادِتاریخی، شایستۀ بررسی است. او پیش از رضاخان به عرصۀ سیاست گام نهاده و سالها پس از وی در متن وقایع حضور داشته است. ملکالشعرا مانند بسیاری از روشنفکران روزگارش، در آغازِ پیدایی رضاخان در سپهر سیاسی آشوب زده ایران، امید داشته از جدیت و استقامت او برای رهایی کشور از آشفتگی و تجزیه استفاده کند؛ سپس درمییابد وی عنصری وابسته است -که با وجود میل شخصی و تلاشهای مؤثر برای پیشرفت کشور- با دیکتاتوری فزاینده، عملاً برای نابودی دستاوردهای مهم مشروطه همچون قانون، آزادی و مجلس کمر بسته است، بنابراین در مسائل مهمی با وی مخالفت میکند. تحلیل سرودههای بهار در ارتباط با پهلوی اول علاوه بر آشکار ساختن ارزشهای ادبیشان از جهت نقل وقایع و ارزیابی رویدادها سودمند است. در این مقالۀ تحلیلی – توصیفی با تکیه بر اشعار بهار -که از دیوان او یا آثار دیگر به دست آمده- به بررسی ارتباط این دو چهرۀ نامی پرداخته و نشان داده شده، این ارتباط سخت از فرصت طلبی و قدرتمندی هر کدام و مقتضیات زمان تأثیر گرفتهاست.