4. امکانسنجی تحلیل انقلاب اسلامی ایران از منظر نظریه برینگتن مور
نویسندگان
1 دکترای سیاست تطبیقی، مدرس دانشگاه بامبرگ آلمان (نویسنده مسئول)
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی
doi
چکیده
حدوث پدیدههای سیاسی و اجتماعی با قرائتهای مختلفی به بحث گذاشته میشود؛ اما تفاسیر متکثّر لزوماً بیانگر واقعیتهای گوناگون نیست. طبق این فهم، هر نوع پردازشی از این پدیدهها، گزینشی خواهد بود. وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 بهمثابه یکی از تحوّلات سیاسی قرن بیستم، با خوانشهای نظری گوناگونی مورد تحلیل رفتارشناسان، سیاستپژوهان و علمای اجتماعی قرار گرفت. با وجود تعدّد روایی، نقش شناسههای سیاسی و اجتماعی بومی ایران در این تحلیلها مغفول واقع شد. نظریه نوسازی و انقلاب برینگتن مور هم در این راستا قابل ارزیابی است. طبق این امر، تلاش برای تحلیل قابلیتها و ظرفیتهای نظریه نئومارکسیستی مور جهت درک انقلاب ایران، اهتمام اصلی نگاشته جاری است. طبق فرضیه پژوهش، انقلاب اسلامی ایران نهتنها از نظر بنیانها و پایهها با نقش تعیینکننده طبقات و نیروهای اجتماعی و الگوهای انباشت سرمایه برینگتن مور تطابق ندارد؛ بلکه از نظر چگونگی تکوین، جهتگیری و نتایج آن هم کاملاً متفاوت است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی و نظریه جامعهشناسی تاریخی، درصدد آزمون فرضیه جاری است.