بررسی و تحلیل نشانه های اساطیری در رباعیات خیام
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران.
2 مربی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد قائمشهر، داشنگاه آزاد اسلامی، قائمشهر، ایران.
doi
چکیده
اسطوره پیش و بیشاز آنکه روایتی دربارۀ آفرینش و آغاز تمام اجزای هستی باشد، یک باور است. باور به اینکه اسطوره میتواند وضع جهان را دستکم برای اسطوره باوران، تبیین کندو برای هر چه در آن روی میدهد، دلیلی قانعکننده ارائه نماید. این توجیهات ازآن سوی قانعکنندهاند که، اسطوره در همهجا با آیین در پیوند و بههمین دلیل مقدس است. اسطوره در زبان شکل میگیرد و روایت میشود. بنابراین بهترین جلوهگاه آن ادبیات بهویژه شعر است. زیرا عنصر بنیادین اسطوره و شعر تخیل است. خیام در آثار فلسفی و علمی خود، از هیچ اسطوره یا طرز نگاه اسطورهای استفاده نکرده است، اما در رباعیات خود، به دلایل مختلف، از جمله برای تعمیق اندیشههایش، به سراغ اسطوره میرود، مثلاً چهره ی اساطیری کیخسرو را مشبهٌبهی گویا و قدرتمند برای بازنمود راستین ناپایداری جهان و ناتوانی انسان در برابر مرگ مییابد. گذشته از شخصیتها، حیوانات و اشیاء و زمان اساطیری، بینش اسطورهای خیام هم در غالب رباعیات او مشهود است. او با چنین بینش و بصیرتی است که، در کوزه و گل و سبزه، کون و فساد عالم را میبیند و به وسیله آنها سیر پایانناپذیر آمدن، بودن و رفتن انسان و اجزای هستی را نمادین میکند. اطلاعات مربوط به موضوع مقاله حاضر از طریق مطالعه کتابخانهیی گردآوری و سپس با استفاده از روش تحقیق کیفی، تحلیل و توصیف شدهاست. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که خیام از هر دو ساحت عقلی و عاطفی وجود خود در رباعیات، بهخوبی استفاده کرده و بهرغم دانش باوری اش، تأثیر عمیق اسطوره را بر ذهن و زندگی بشر، انکار نکرده است.