بررسی فناء، بقاء و قرب در منظومه ی فکری محمد بن جعفر مکی حسینی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عرفانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
چکیده

لازمۀ تقرب به قاف وحدت ذات حق، گذشتن از مسیر صعب فقر و فناست. فطرت انسان پیوسته در پی راهی برای دست یافتن به وجود لایزالی خداوند است چرا که دریای متلاطم وجود انسان، تنها از این طریق می‌تواند بیارمد. عارفان فنا و نیستی از خود را چارۀ رسیدن به خدا آگاهی دانسته و برآنند که هرگاه غبار هستی از وجود فانی آدمی زدوده شود، از پس حجاب‌های تعلقات، حق چنانکه هست رخ می‌نماید. بی شک آغاز این راه دشوار بدون معرفت و عشق ممکن نیست. «محمد بن جعفر مکی حسینی»، عارف صاحب سبک طریقۀ چشتیه، نیز از کسانی است که یه این مفهوم پایبند و علاوه بر آن معتقد است که آدمی تا از فناء فی­الله و بقاء بالله عبور نکند، نمی‌تواند نور وجود خویش را به نور‌النور، متصل کند. در نظرگاه او وصول به حق با آنچه اهل ظاهر و شریعت می‌پندارند متفاوت است. وی قرب را نه در جنت که در رؤیت حق نیز نمی‌داند و بر آن است که این ها چیزی جز حجاب بر سر راه سالک نیستند. وی قرب حقیقی را در سه مرتبۀ قرب بالذات، قرب لِلذات و قرب فی الذات طبقه بندی کرده و بر آن است که تنها ولی کل الهی می‌تواند این مراتب را طی کرده و حق را چنان که هست ببیند و در آینۀ وجود خویش بنمایاند. در پژوهش پیش رو نگارنده با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی مکتوبات مکی پرداخته و مفاهیم مذکور را در مکاتیب او تحلیل کرده است .