جامعه شناختی جنگ و صلح در داستان فرود شاهنامه بر اساس نظرات گلدمن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران.

3 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران.

doi
چکیده

ادبیات حماسی، به‌ویژه شاهنامه، بازتابی از ساختارهای تاریخی و اجتماعی ایران است. داستان فرود، در پرتو نظریات لوئیس گلدمن، تنها یک روایت فردی نیست، بلکه بازتابی از تضادهای اجتماعی و بحران‌های ساختاری جامعه ایران باستان محسوب می‌شود و زمینه‌ای غنی برای تحلیل ساختارهای فرهنگی و اجتماعی فراهم می‌آورد. گلدمن باور دارد که آثار ادبی، تجلی شرایط تاریخی‌اند و نابرابری‌های نظام‌مند را آشکار می‌سازند. در این روایت، جنگ نه‌تنها ابزاری برای تثبیت قدرت، بلکه عاملی در فروپاشی پیوندهای اجتماعی و شکل‌گیری یک تراژدی انسانی است. از دیدگاه گلدمن، جنگ بنیان‌های اخلاقی را متزلزل کرده و تعصب را جایگزین همبستگی اجتماعی می‌کند. مفهوم شجاعت در داستان فرود، نه صرفاً دلاوری جنگی، بلکه پایبندی به ارزش‌های اخلاقی و ایستادگی در برابر بی‌عدالتی است. این داستان با نمایش تعارض‌های قومی و پیامدهای تراژیک تصمیمات ناآگاهانه، تصویری از بحران‌های اجتماعی ایران کهن ارائه می‌دهد. تراژدی، در نگاه گلدمن، نه صرفاً سرنوشت فردی، بلکه بازتابی از تضادهای عمیق اجتماعی است. سرنوشت فرود، علاوه بر سقوط یک قهرمان، نقدی بر نظام‌های قدرت زمانه خویش است. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، نشان می‌دهد که چگونه شاهنامه بستری برای تحلیل و نقد نظام‌های اجتماعی و تاریخی می‌شود .