نگاهی به واژۀ «کَفت» در میان شاهنامه پژوهان و لغت پردازان
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران.
doi
چکیده
فردوسی در بهرهگیری از واژگان پارسی سره، دقت ویژهای داشته به گونهای که بعضی از واژگان تنها در شاهنامه دیدهمیشود این امر باعث دشواری در شرح لغات و بیتهایی از شاهنامه شدهاست. یکی از این کلمات که فعل ایرانی رایج در زبان پهلوی و ادبیات محلی است مصدر «کَفتن/ kaftan» به معنای «افتادن» است و به خاطر استعمال انحصاری فردوسی برخی آن را به اشتباه عربی دانسته، گروهی به خاطر زنجیرة کلام و همنشینی این واژه با کلمات دیگر آن را به ضم «ک» از «شکفتن» میخوانند، عدهای تصور معانی مجازی برای آن نمودهاند و ... متأسفانه از معنای «افتاد» که قرابت لفظی و محتوایی بیشتری با این واژه دارد، غفلت کردهاند. هدف این پژوهش، تشریح اشتباه شاهنامهپژوهان، لغتپردازان و سایر متونی است که در ارائة معنی لغات از توجه به لغتنامههای کهن فارسی و فرهنگهای غنی و ریشهدار خط فارسی غافلاند. روش تحقیق به صورت توصیف و تحلیل متون و روش گردآوری اطلاعات، اسنادی و کتابخانهای است. جامعه آماري شامل کتب ادبی بهویژه شاهنامه و فرهنگهای لغتهاست. نمونه هاي آماري فعل «کَفت» است.