مطالعه شیوه های پردازش عناصر داستانی در ساختار روایی غزلی قلندرانه از حافظ «با تأکید بر مؤلفه های مکتب مینی مالیسم»
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دستیار آموزشی گروه زبان و ادبیات فارسی و زبان و ادبیات انگلیسی، مرکز تحقیقات زبان¬شناسی کاربردی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، رودهن، ایران
doi
چکیده
این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به ارائه جلوه های مینیمالیستی و الگوهای آن در غزلیات قلندرانة حافظ می پردازد. بدین معنی که در این پژوهش روش کتابخانه ای و توصیف، استنباط و تحلیل داده ها در شکل بندی و تکمیل کار نقش محوری داشته است. . بعد از رشد و تعالی داستان کوتاهِ کلاسیک جهان، اواخر دههی شصت میلادی (قرن بیستم)، سبک و شیوة مینیمالیسم از هنر وارد ادبیّات شد و در داستان کوتاه تأثیر گذاشت. در ایران نیز با نگاهی به گزیدهنویسی ادبیّات کلاسیک، داستانکنویسی به سبک غربی از اواخر دهة سی شمسی آغازشد؛ هرچند بعد از گذشت چند دهه، تفاوتهایی در مضمون و تا حدودی ساختار و اجزا، بین داستانکها و مینیمال – اعم از غربی و ایرانی- پدیدار شد. این نوع روایی ریشه در کمینه گرایی دارد که شامل حذف عناصر غیر ضروری داستان است و با تکیه بر دو عنصر سادگی و ایجاز پایه گذاری شده است. در این پژوهش ابتدا داستان مینی مالیستی و هر یک از عناصر آن به عنوان بخش تئوری ارائه شده و در ادامه، به واکاوی این مؤلفهها در غزل – داستان های قلندرانة حافظ در سه حوزة روایی، لفظی و موضوعی پرداختهشده است. پس از خوانش کمینهگرایانه این غزلیات، مشخص شد که غزلیات مورد بحث، به جهت برخورداری از زمان، مکان، شخصیتهای محدود، حجم بسیار کم، حجم بالای گفتوگوها، کاربرد کلمات و جملات کوتاه و سایر ویژگیهای داستان مینی مال، در زمرة ژانر داستانک جای میگیرند.