تأویل نمادهای زنده جان در رباعیات مولانا
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد انار، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران
doi
چکیده
تأویل به معنی بازگشت به اصل است. اصل چیزی یا اصل معنی متنی که مورد بررسی است. بنابراین از همان آغاز، این پرسش مطرح میشود که آیا متن یک معنای اصیل و واحدی دارد که باید آن را دریافت و به دیگر نشان داد؟ در گذشته پاسخ به این پرسش مثبت بود. اما بعدها با باور به عدم قطعیت معنا، جای خود را، به نسبیت معنا داد. بدین ترتیب نشانهها یا دالهای متن که پیشتر بر معنایی مشخص دلالت داشتند، به مفاهیمی با مصداقهای متعدد حقیقی و مجازی تبدیل شدند. بیتردید این استحاله، اگرچه درهمه جا دیده میشود، از متنی به متن دیگر فرق میکند. دراینمیان متنهای عرفانی، بیشترین استعداد را برای این نسبیگرایی و تأویل از خود نشان میدهند. زیرا در این متون نه دریافتهای اشراقی قابل استدلال است و نه زبانی که قرار است آنها را گزارش کند زیر بار استدلال و قطعیت میرود. بنابراین هر معنایی در این متون با تأویل نمادها میسر میگردد. این ویژگی متنهای عرفانی، بیشاز هرجا در مثنوی و بهویژه در غزلیات شمس، دیده میشود و در رباعیات، در سطحی محدودتر، تداوم مییابد. بررسی استعداد تأویلپذیری نشانههای نمادین طبیعت جاندار، موضوع مقالهی حاضر است. دادههای تحقیق کتابخانهیی و اسنادی است که با روش تحقیق کیفی تحلیل و توصیف شدهاست. نتایج کار نشان میدهد که اولاً نمادپردازی در رباعیات، دنباله نمادگرایی مولانا در مثنوی و غزلیات شمس است، ثانیاً نمادهای حیوانی، توانستهاند گوشههایی از اندیشه عرفانی مولانا را به ویژه از منظر باطن گرایی او، تجسم ببخشند