سایۀ قدرت بر سر گفت وگوی شاهنامه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحدجیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت ، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران
doi
چکیده
شاهنامه فردوسی در میان انواع حماسی، پایگاهی رفیع و شهرتی جهانی دارد. با وجود تکیه شاهنامه بر خدای نامک ها، باید آن را زادۀ زبان، تفکّر و تخیّل فردوسی دانست. از میان سه عنصر بنیادین فرهنگ ایرانی، یعنی پندار، گفتار و کردار، گفتار، در شکل دادن به داستانهای شاهنامه، سهمی درخور تأمل دارد و بخش قابل ملاحظهای از گفتارهای شاهنامه، در قالب «گفتوگو» عرضه شده و نقش ایفا کرده است. این عنصر داستانی، در درجۀ اول، نقش ارتباطی دارد و ابزاری مناسب برای انتقال اندیشه و عاطفۀ گویندگان، به یکدیگر و از آن مهمتر به خواننده است. بهدلیل آنکه داستانهای شاهنامه، در واقع، داستان شاهان است، طرفین گفتوگو، در این داستانها غالباً شاه و شاهزاده، جهانپهلوان، پهلوانان دیگر و عوامل حکومتی و برخوردار از قدرت سیاسی هستند. بدیهی است که قدرت آنان بر گفتوگوهایش اثر میگذارد. هدف این مقاله بازنمود تأثیر قدرت بر گفتگوهای شاهنامه است. دادههای تحقیق کتابخانهای و روش تحلیل آنها کیفی است. حاصل کار نشان میدهد که گفتوگوهای شاهنامه از سویی بیانگر تقابل اصلی شاهنامه، یعنی تقابل نیک و بد و از سویی دیگر ابزاری برای سلطهجویی و تحمیل اندیشۀ یکی از طرفین بر دیگری است.