نظریه کهن الگو «خود» یونگ در داستان رومیان و چینیان مثنوی معنوی

نویسندگان

1 دکتری تخصصی، ،دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران،ایران.

2 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران

3 دکتری تخصصی، دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی ،هیات علمی دانشگاه هنر، تهران، ایران(نویسنده مسئول

doi
10.30495/farsij.2022.688370
چکیده

اسطوره یکی از تاریک‌ترین و ناشناخته‌ترین علومی است کـه بـشر هنـوز به‌طور کامل موفق به شناخت آن نشده است ؛ منشأ و خاستگاه اسطوره ناشـناخته و پنهان است . اسطوره حاصل تلاش و کوشش‌ها، آرمان‌ها و آرزوهای نـوع بـشر و در حقیقت اجداد و نیاکان ما است که باگذشت سالیان بسیار به شکل خـواب و رؤیا و به‌گونه‌ای ناشناس خود را به ما نشان می‌دهد.ﺑﺎ ﭘﻴﺪاﻳﺶ نظریه‌های ادﺑﻲ و ﻏﻴﺮادﺑﻲ ازجمله نظریه‌های روان‌شناختی، ارﺗﺒﺎط چند سویه ﺑﻴﻦ ﻋﻠﻮم ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪه اﺳﺖ؛ ازجمله ارﺗﺒﺎط بینا رشته‌ای ادﺑﻴﺎت و روان‌شناسی .آرکی تایپ (کهن‌الگو) مهم‌ترین اصطلاح مکتب روانکاوی کارل گوستاو یونگ، روان‌پزشک سوئیسی، (1875-1961 میلادی)، است و شامل تصاویر کهـن و افکـار غریـزی اسـت کـه در ناخودآگاه جمعی مشترک انسان‌ها وجود دارد روش پرداختن به سمبل‌ها و نمادهای - دو عنصر داستانی شاخص- در داستان رومیان و چینیان، از باورپذیری مولانا از خصوصیاتش در مورد انسان الهام گرفته است.در این تحقیق کوشش کردیم که بعضی خصوصیات رمزآمیز مثنوی معنوی، با وام گرفتن از ویژگی کهن‌الگویخود یونگ آشکارمی گردند. بدین‌صورت مفاهیم کهن‌الگویخوددر داستان رومیان و چینیان در ارتباط با نظریه ، ناخودآگاه جمعی و کهن‌الگوی خویشتن یونگ مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته‌اند. نظریه‌های یونگ در این داستان در مورد کشف و شهود، باورهای جمعی و کهن‌الگوها، به‌خوبی قابل‌شرح و تفسیر است.