خوانشی بر ادیپ و عقده آن در پسرکشی از منظر داستان رستم و سهراب

نویسندگان

1 دانشیار گروه اموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی؛تهران،ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی؛دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

4 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، ایران.

doi
چکیده

علی­رغم تنوع فرهنگ­ها و اختلافات درون فرهنگی، برخی از بن­مایه­های اسطوره­ای در میان اقوام مشترک است و بعضی از اسطوره­ها در میان اقوام مختلف، کارکرد یکسانی دارند. هنگامی‌که درباره­ی پسرکُشی سخن گفته می­شود، ممکن است داستان­های تاریخی پسرکشی و پدرکشی شاهان در سلسله­های مختلف ایرانی به ذهن برسد؛ امّا موضوع مورد بحث در این پژوهش، تجلّی عقده­ی ادیپ در داستان پسرکشی ماجرای رستم و سهراب شاهنامه­ی فردوسی است. نگارنده با بهره­گیری از روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل مؤلفه­های عقده­ی ادیپ در گزاره­های ابیات داستان رستم و سهراب فردوسی پرداخته است. فروید بر این باور است که ادیپ آرزویی را به عمل درآورده است که همه در دوران کودکی دارند. او در معاینات بالینی­اش، پی‌درپی همین الگو را مشاهده می­کرد- علاقه و عشق به والدی که جنس مقابل فرزند بود و حسادت، تنفر و حتی آرزوی مرگ برای والد هم­جنس فرزند – که درنهایت آن را عقده­ی ادیپ نامید. عقده­ی ادیپ را از لحاظ اسطوره­ای بر پایه­ی باورهای توتمی توضیح می­دهد که پسران به دلیل این که پدر همه­ی کام‌جویی‌ها را در سیطره­ی خود داشته، علیه او شورش می­کنند و او را می­کوشند؛ امّا از سویی به دلیل مهری که به او داشته­­اند، از تصاحب مادر صرف­نظر کرده، به یاد قربانی کردن پدر، مناسکی آیینی برپا می­داشتند. دیدگاه فروید درباره­ی ارتباط پدر و پسر با تکیه بر عقده­ی ادیپ، داستان رستم و سهراب را از شاهنامه­ی فردوسی مورد بررسی قرارداد. در داستان رستم و سهراب، پسر کشته می­شود تا پدر به مثابه‌ی سنّت و اساس ایران به حیات خود ادامه دهد.