بررسی انواع عشق در منظومۀ دولرانی و خضرخان امیرخسرو دهلوی براساس مکتب عاشقانۀ رابرت استرنبرگ
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی. واحدسیرجان. دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان. ایران
2 / استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی. واحد تهران جنوب. دانشگاه آزاد اسلامی. تهران . ایران.
3 دانشیارزبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نوریزد. ایران.
doi
10.30495/farsij.2022.688478چکیده
مثنوی عاشقانه دولرانی و خضرخان از امیرخسرو دهلوی (651 ـ 725) از عارفان و شاعران نامدار پارسیگوی هندوستان است. رابرت استرنبرگ (تولد 1949 م.) استاد شناخت گرای آمریکایی در سال 1978 میلادی نظریه ای دربارۀ عشق ارائه داد که به مثلث سه گانه عشق شُهره است. هدف پژوهش حاضر بررسی انواع عشق از دید استرنبرگ و تطبیق آن با منظومه دولرانی و خضرخان است مقالۀ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که کدام یک از اقسام عشق مطرح شده در مثلث سه گانه نظریۀ عشق استرنبرگ در منظومۀ دولرانی و خضرخان امیرخسرو دهلوی بسامد و نمود بیشتری دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که عشق مدّ نظر امیرخسرو، عشق کمال افزاء است. نقش بایسته ای در اقناع حس کمال طلبی جسمانی و معنوی نوع بشر دارد و تصور بهره مندی از زندگی سالم، بدون وجود این پدیده امکان پذیر نخواهد بود. عشق با آفرینش انسان و تداوم بقای او گره خورده است که انسان برای بالا بردن کیفیت زندگی خود نیاز به عشق و تجلی بارقه های تعالی بخش آن در وجود خود دارد. عشق پدیده ای انگیزه آفرین است که به هنگام برآمدن دشواری ها به مثابه سپری از آدمی در برابر مشکلات روزگار پاسداری می کند