نقد تطبیقی طبقهبندی استعارههای مفهومی از دیدگاه لیکاف و جانسون با طبقهبندی جدید با شواهدی از آثار افغانی و ایشی گورو
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی / دانشکده زبان و ادبیات فارسی / دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز / ایران
2 زبان و ادبیات فارسی، ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
doi
10.30495/farsij.2022.1908344.1373چکیده
پژوهش حاضر به نقد و بررسی دیدگاه معاصر استعاره در برابر طبقهبندی جدید آن میپردازد. نظریهی معاصر استعاره که توسط لیکاف و جانسون(1980)، به طور نظاممند مطرح شد مطالعهی استعاره را به استعارهی مفهومی که هستهی اصلی زبانشناسی شناختی است، تبدیل کرد که فرایندهای تفکر و تجربهی انسان را در بر میگیرد. اخیراً به دلیل عدم دستهبندی اسم نگاشتها در برخی موارد، طبقهبندی جدیدی توسط افراشی و حسامی(1392)، مطرح گردید که بر اساس آن، طبقههای ساختاری و هستیشناختی در سه طبقهی جدید عینی به ذهنی با زیر طبقات آن، ذهنی به ذهنی و عینی به عینی معرفی گردید. هدف از پژوهش حاضر، نقد و بررسی دو دیدگاه استعارهی مفهومی و بیان وجوه اشتراک و افتراق آن ها با ذکر شواهدی از افغانی و ایشیگورو است. روش پژوهش تحلیلی-توصیفی است. یافتههای تحقیق نشان داد با وجود این که کاربست طبقهبندی لیکاف و جانسون، بنیان بسیاری از پژوهشهای امروزی است، در مواردی پاسخگوی کافی در طبقهبندی استعارهها نیست. از این رو کارایی طبقهبندی جدید در این پژوهش با ذکر شواهدی از افغانی و ایشیگورو مورد تأیید است.