1. زمینه‌های تکوین نظریه استحکام ساخت درونی قدرت در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی)

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
0000-0002-8149-3876
چکیده

انقلاب اسلامی، با ایجاد گسست بنیادین میان پیوند استبداد و استعمار، استقلال، آزادی، تکیه بر شعار نه شرقی و نه غربی، اطمینان به خود، باور به ظرفیت­ ها و نیروهای داخلی و نفی وابستگی به بیگانگان را به‌عنوان راهبرد اساسی کشور در دوران پساانقلابی مطرح کرد؛ آیت ­الله خامنه ­ای نیز از این راهبرد تحت عنوان نظریه «استحکام ساخت درونی قدرت» نام می­ برند. در این نظریه، ساخت درونی قدرت به معنای ساخت و بنای توانمندی بر مبنای ظرفیت­ ها و قابلیت­ های داخلی در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فناوری بدون «وابستگی» به قدرت بیرونی است. بر اساس این رویکرد، استحکام ساخت درونی قدرت، توان برخورد جوامع با چالش‌های آسیب­ پذیر است که منبع آن، اقتدار درونی و تحکیم ساخت داخلی قدرت در عرصه‌های مختلف است. سؤال اصلی مقالۀ حاضر این است که زمینه­ های تاریخی و فکری تکوین نظریۀ ساخت درونی قدرت چیست و چه نسبتی میان این نظریه و قدرت سیاسی وجود دارد؟ به نظر می‌رسد عواملی نظیر شرایط تاریخی ایران که پیشینۀ هجوم بیگانگان و وابستگی به آنان را تجربه کرده بود، درک ماهیت روابط بین ­الملل بر مبنای نظام سلطه، برجسته کردن نصوص قرآنی ناظر به مفهوم استقلال و اقتدار درونی، زمینه ­های لازم را برای طرح نظریۀ ساخت درونی قدرت فراهم می­سازد. علاوه‌بر این، آیت ­الله خامنه ­ای بر درهم ­تنیدگی نظریه استحکام ساخت درونی قدرت و قدرت سیاسی تأکید دارند؛ به‌‌طوری که بدون در نظر گرفتن ایدۀ ساخت درونی قدرت، پایه­ های قدرت سیاسی لرزان می ­شود و از سوی دیگر، بدون قدرت سیاسی برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی، این نظریه نیز امکان تحقق و عینیت ­بخشی پیدا نمی­ کند.