نقد و تحلیل گونۀ روایت در رمان « نخل‌های بی سر » اثر قاسمعلی فراست بر اساس نظریۀ ژپ لینت ولت و الگوی لباو و والتسکی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی ، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی ،اهواز، ایران.

doi
10.30495/farsij.2022.1910896.1389
چکیده

این پژوهش به نقد و بررسی ساختارگونۀ روایت در رمان نخل‌های بی سر اثر قاسمعلی فراست بر اساس نظریۀ ژپ لینت ولت و الگوی لباو و والتسکی می پردازد. نخست، ضمن معرفیِ نظریه های ساختارگرایی به تاریخچۀ مختصری از این دو علم در ادبیات داستانی اشاره خواهد شد و دو الگوی ارتباطیِ در ساختار پیرنگ مورد واکاوی و تحلیل قرار خواهد گرفت. بر این اساس می توان برای این داستان یک الگوی مشابه ترسیم کرد، زیرا در آنها یک شی ارزشی به نام عمل به تکلیف انسانی و دفاع از اسلام و وطن دیده می شود. بنابراین یک اصل مهم در داستان های دفاع مقدس همواره تکرار می شود و آن غیر شخصی بودن نیروی فرستنده در این داستان ها است. بر خلاف گونه های دیگر داستانی که همواره یک شخصیت باعث سوق دادن کنشگر به سمت شیء ارزشی می شود، در داستان های دفاع مقدس همواره یک نیروی درونی برخاسته از اعتقادات دینی باعث حرکت کنشگر و هیچ پاداش دنیوی یا شخصیت بیرونی در این امر دخیل نیست. شناخت ابعاد مختلف داستان‌ها ضروری می‌نماید؛ در پژوهش حاضر نگارنده با رویکردهای نوین به واکاوی در رمان دفاع مقدس با عنوان نخل های بی سرمی پردازد.