تحلیل مضمون و اسناد «سیاست جایگزینی» پیامرسانهای داخلی بهجای تلگرام در ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه ارتباطات، دانشگاه تهران
2 دانشجوی ارتباطات دانشگاه تهران
doi
10.22059/gmj.2023.356344.1301چکیده
مقاله حاضر با هدف فهم بیشتر سیاست گذاری فضای مجازی در نزد دستگاه فکری سیاست گذار کشور، به این سوال پاسخ میدهد که «سیاست جایگزینی» پیامرسانهای اجتماعی داخلی به جای تلگرام در نظام سیاستگذاری و آرای سیاستگذاران ایرانی چه جایگاهی دارد؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد، سیاست «اخذ مجوز» پیامرسانهای اجتماعی که در قانون مطبوعات و حوزه چندرسانهای کشور حاکم است، در فضای مجازی نیز مطلوب نظام سیاستگذار است. در عمل نیز سیاست سلبی فیلترینگ و برنامه دولت برای خروج بخش دولت، آموزش و خدمات و کسب و کار از پیامرسان تلگرام و تشویق این بخشها به فعالیت در یک پیامرسان داخلی، توسط سیاست گذاران طراحی و پیادهسازی شده است. حمایت و توسعه پیامرسانهای داخلی به عنوان یک «سیاست حاکمیتی»، در قالب انواع حمایت های فنی، نهادی، زیرساختی، تعرفه ای و اعطای وام در راستای سیاست جایگزینی پیام رسان های داخلی مورد توجه نظام سیاستگذاری قرار گرفته است. بهزعم سیاستگذاران، اجرای سیاست جایگزینی پیامرسانها با پیامدهای ناخواستهای همچون رواج و عادیسازی استفاده از فیلترشکنها و چالشهای نهادی، فنی و اجتماعی همانند چالش اعتماد عمومی، حریم خصوصی، امنیت اطلاعات و مداخله گری مواجهه است که البته وزن هر چالش در بین هر یک از سیاستگذاران متفاوت است. واژگان کلیدی: سیاستگذاری رسانههای اجتماعی، سیاست جایگزینی، مداخله گری، پیامرسانهای داخلی، پیامرسان تلگرام.