بررسی تطبیقی ویژگیهای اقلیمی در داستانهای صادق چوبک و شیرزاد حسن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی،همدان، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی،همدان، ایران
doi
10.30495/farsij.2022.1937057.1526چکیده
ادبیات تطبیقی شاخهای از نقد ادبی است که به سنجش و بررسی محتوایی و ساختارییِ میان آثار، عناصر، گونههای ادبی، سبکها، دوره-ها و شخصیتهای ادبی در یک زبان یا زبانهای مختلف میپردازد. در این راستا ادبیات تطبیقی در هر دورهای افزون بر رویکردهای ساختاری، به مثابة آیینهای است که جلوههای گوناگون اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را منعکس میکند. در این میان، ادبیات فارسی و ادبیات کُردی در عرصه ادبیات تطبیقی، همواره شاهد شباهتهایی با هم بودهاند. در زمینۀ ادبیات داستانی، در ایران و کُردستان عراق، نویسندگانی چون صادق چوبک و شیرزاد حسن، هر دو از سرآمد نویسندگان و رماننویسان صاحب سبک و تأثیرگذار در ادبیات معاصر به شمار میآیند و در این زمینه، آثار ماندگاری بر جای نهادهاند. با توجّه به اینکه صادق چوبک و شیرزاد حسن با دیدگاههای مشابه به طرح مسائل و مشکلات زادگاه و اقلیم خویش پرداختهاند، دو اثر سنگ صبور و تنگسیر از صادق چوبک، با دو اثر زنی بر فراز مناره و ناتور درّه از شیرزاد حسن که از معروفترین آثار هر یک از دو نویسنده محسوب میشوند، برای بررسی و مقایسه، انتخاب شدهاند. در پژوهش حاضر سعی بر آن است که با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی شاخصههای ادبیات اقلیمی، همچون مسائل جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی در چهار رمان مذکور بررسی شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخصۀ فرهنگ و جغرافیا از بسامد بالاتری در آثار منتخب برخوردار است.