نشانهشناسی اجتماعی غزلی از خواجوی کرمانی بر اساس نظریه چندلر
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد واحد اسلامشهر، دانشگاه ازاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد اسلامشهر دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.30495/farsij.2022.1917114.1420چکیده
چکیده نشانهشناسی اجتماعی در مقام روشی برای خوانش متون ادبی، وارد عملکرد فرایندهای پردازشی نشانهها و چگونگی خلق معنی میشود. در این روش هم صاحب اثر هم خوانشگر آن مبتنی بر اندوختههای ذهنی و تجربیات زندگی خود، در فرایندهای خلق معانی حضور مییابند. در این پژوهش غزلی از خواجوی کرمانی با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. رویکرد نظری به کار گرفته شده مبتنی بر نظریات دنیل چندلر است که بر اساس آن به تجزیه و تحلیل چگونگی کنشهای رمزگان اجتماعی و متنی و تفسیری حاضر در غزل، پرداخته شده است. بستر عملکرد رمزگان اجتماعی در این غزل، رمزگان زیباییشناختی از شمار رمزگان متنی است که در آنها خواجو با بهرهگیری از احضار گفتمانهای متفاوت، رمزگان تفسیری را نیز در فرایندهای معناپردازی سهیم کرده است. آنچه به عنوان دستآورد و نتیجهی چنین پژوهشی دارای اهمیت است، دستیابی به شیوهی راهبردی جهت خوانش متون است که در آن با تمرکز بر فرایندهای پردازشی نشانهها و چگونگی خلق معنا، میتوان به لایههای غایب و خاموش متن دست یافت.