اثر بخشی معنا و هدفمندی در روان‌شناسی مثبت‌گرا از نظر سلیگمن و تطبیق آن با اشعار عطار

نویسندگان

1 داشگاه ازاد تهران واحد ساوه

2 استادیار دانشگاه آزاد ساوه

3 گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه ازاد اسلامی ساوه،ساوه،ایران

doi
10.30495/farsij.2022.692899
چکیده

روان‌شناسی مثبت گرا یکی از جدیدترین شاخه‌های روان‌شناسی است. این زمینه خاص از روان‌شناسی بر موفقیت انسان تمرکز دارد. درحالی‌که بسیاری دیگر از شاخه‌های روان‌شناسی بر رفتارهای نابهنجار و دارای اختلال تمرکز دارند. روان‌شناسی مثبت گرا تمرکزش بر کمک به افراد برای شاد زیستن و رضایت و هدفمندی است. این رویکرد، تأثیر هدف در زندگی و سپری کردن یک زندگی با معنا را - که فراتر از زندگی خوب است - تأکید می‌کند و آن را یکی از اصول شادکامی می‌داند. سلیگمن از روانکاوانی است که در نظریه مثبت‌گرایی در پی هدفی است تا زندگی هدفمند و با ارزش را با ایجاد شرایطی که قابلیت‌های انسانی را پرورش و ارتقا می‌دهد به شکوفایی برساند. وی برای افرادی که قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود را نمی‌شناسند. توصیه‌ها و راهکارهایی برای ایجاد زندگی بامعنا و هدفمند ارائه می‌دهد که در حوزه عرفان نیز قابل‌بررسی است. عالمان ادبیات و ادبیات عرفانی با استفاده از آموزه‌های تربیتی و دینی که با روان و باطن انسان‌ها در ارتباط است. با پرورش رشد قابلیت‌ها و فضیلت‌های انسانی، سعی در دگرگون کردن حالات انسان، از تضادها و تعارض‌ها، و آماده ساختن بستری برای شکوفایی انسان در مراحل مختلف زندگی و ایجاد هدف و معنا در تکامل انسان‌ها و زندگی با ارزش را دارند.این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از آموزه‌های دینی، به بررسی اشعار عطار و تطبیق آن با نظریه معنایابی در روان‌شناسی مثبت‌گرا در ارائه راه‌های حصول آرامش و امنیت روانی انسان معاصر می پردازد. رسالت انسان عطار و سلیگمن، چراغ راه خود بودن و جستجوگر روشنایی در وجود خود است. انسان جستجوگر تلاش می‌کند تا معنای زندگی را بشناسد و رسیدن به هسته وجودی خود، شور و سرمستی هستی را درک کند و این یعنی رسیدن به شادمانی اصیل و بهزیستی که باعث می‌شود انسان هدفمند، احساس آرامش و امنیت کند و ارزشمند باشد.