تحلیل نشانهشناسی «مار» در شعر «من آن روز میگفتم ...» سیمین بهبهانی با تأکید بر نظریۀ مایکل ریفاتر
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد شیراز
2 استادیار گروه ادبیات تطبیقی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد شیراز
doi
10.30495/farsij.2022.692895چکیده
هر شعر فاخری یک ایدۀ مسلّط دارد .شاعر این ایدۀ مسلّط را در لابهلای ساختار شعر یا یک جمله و گاهی حتّی یک واژه در درون شعر پنهان می کند. بعد با هنرمندی برخی واژه ها را نشان دار می کند تا مخاطب از طریق آنها ایدۀ مسلّط شعر را شناسایی کند. آیا سیمین بهبهانی در سرایشِ شعرِ من آن روز ... از این کارکردِ هنری بهره برده است؟ برای رسیدن به پاسخ به نظر می رسد؛ بهره مندی از نظریۀ نشانه شناسی مایکل ریفاتر بیش از هر نظریۀ دیگری مناسب تر باشد. مقالۀ حاضر بر مبنای نظریۀ نشانه شناسی این اندیشمند و با روش توصیفی- تحلیلی، شعر سیمین را بررسی کرده است. پس از بررسیِ عناصر غیر دستوریِ شعر مذکور، نتایجِ تحقیق بیانگر آن است که انباشتهایی با معنا بنِ مار، ضحّاک و ترس در شعرِ من آن روز... بسامد بالایی دارد. با بررسی منظومه های توصیفیِ شعر، خوشه های استعاری با هسته های جامعۀ سنتی، خوی اهریمنی و جامعۀ شبه مدرن به دست آمد و به کمک همین خوشه های استعاری، هیپوگرامهای شعر نیز مشخص گردید که مهم ترین آنها عبارتند از: مار نماد خوی اهریمنی انسانهاست که در نظامهای مرد سالار بیشتر در وجودِ جنس مذکّر تجلّی می یابد. هم چنین مقایسۀ انباشتها، منظومه های توصیفی و هیپوگرامها با رویکرد بینامتنیّت، ماتریس ساختاری زیر را در ذهن نویسندگان این مقاله ایجاد کرد: خوی اهریمنیِ نظامِ مرد سالار در جوامع سنتی از طریق بازیهای فولکلوریک، ستم پذیری را به دخترانِ جامعه القا می کند. در جامعۀ شبه مدرن آموزشِ ستم پذیری با روشهای مدرن تری مانند نمایش، طناب بازی و ... ادامه می یابد.