جایگزینی پایه واژگان فارسی با افاعیل عروضی و واژه‌گزینی بر مبنای دلالت‌های موسیقایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج،دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

doi
چکیده

زبان فارسی یکی از زبان‌های شاعرانه با تاریخی طولانی و دارای ساختارهای شعری خاصی است که از جمله آن‌ها می‌توان به عروض  اشاره کرد. این ویژگی اساسی، از دوران قدیم تا به امروز به عنوان  یکی از عناصر بنیادین در شعر فارسی شناخته شده‌ است؛ اما در عین حال، محدودیت‌ها و مشکلاتی نیز برای شاعران به وجود آورده است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی روش نوآورانه در واژه گزینی برای عروض فارسی بر پایه دلالت‌‌‌های موسیقایی است. عروض فارسی به عنوان دانش تحلیل وزن شعر، همواره بر پایه مفاهیم کمّی (تقسیم هجاها به کوتاه و بلند) استوار بوده است. این پژوهش با تکیه بر رویکردی بینارشته‌‌ای (زبانشناسی، موسیقی‌شناسی و روانشناسی ادراکی) الگویی نوین برای جایگزینی پایه واژگان فارسی با افاعیل عروضی و واژه گزینی برمبنای دلالت‌های موسیقیایی در شعر فارسی ارائه می‌دهد که در آن هماهنگی بین وزن عروضی و ویژگی‌‌‌های صوتی- معنایی واژگان به عنوان معیاری اساسی در نظر گرفته می‌شود. در این پژوهش میزان‌بندی و واژه گزینی در عروض فارسی می‌تواند از چارچوب صرفاً کمّی فراتر رود و با در نظر گرفتن دلالت‌های موسیقایی، به سطحی کیفی و هنری ارتقا یابد. نگارنده بر این باور است که اصطلاحات سنتی مانند «متقارب» یا «بحر» «هزج» با وجود کاربرد گسترده، فاقد دلالت موسیقایی محسوس‌اند و درک زیباشناختی وزن را برای مخاطب فارسی‌زبان دشوار می‌سازند. در این مقاله  پایه‌واژگان فارسی جایگزین افاعیل عربی و واژگانی با دلالت‌های موسیقیایی جایگزین نام‌های قدیم با دلالت‌های معنایی می‌شود. روش تحقیق «توصیفی- تحلیلی» و به شيوۀ گردآوری و استخراج اطلاعات به ‌صورت كتابخانه­اي بوده است.