بررسی ریشخند و تمسخر در امثال و حکم دهخدا و تأثیر آن بر نقد اجتماعی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ايران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ايران.

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ايران.

doi
چکیده

ادبیات هر ملت شامل باورها و تجربیات آن است و ضرب‌المثل‌ها به‌عنوان بازتاب‌دهنده واقعیت‌های زندگی، گاهی با ریشخند و تمسخر همراه هستند. این پژوهش به بررسی ریشخند و تمسخر در ضرب‌المثل‌های فارسی، به‌ویژه در جلد اول «امثال و حکم» دهخدا، می‌پردازد و تأثیر آن‌ها بر نقد اجتماعی را با استفاده از نظریه میخائیل باختین تحلیل می‌کند. در این تحقیق، ضرب‌المثل‌ها از منظر ویژگی‌های کارناوالیستی و تأثیر آن‌ها بر آگاهی فرهنگی بررسی شده‌اند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نظریات میخائیل باختین و با تمرکز بر ویژگی‌های ریشخندآمیز و تمسخرآلود ضرب‌المثل‌ها، نشان می‌دهد که چگونه این امثال در قالبی طنزآمیز و نقدکننده، رفتارهای اجتماعی، ناهنجاری‌ها، و مسائل روزمره را به چالش می‌کشند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ریشخند و تمسخر در ضرب‌المثل‌های فارسی نه‌تنها ابزار نقد اجتماعی هستند، بلکه وسیله‌ای برای بازنمایی رفتارهای فردی و اجتماعی و ایجاد آگاهی جمعی در مقابل ناهنجاری‌ها و مشکلات اجتماعی محسوب می‌شوند. این پژوهش بر آن است تا به‌وسیله تحلیل این امثال، جایگاه و تأثیر آن‌ها را در نقد اجتماعی و تأثیرگذاری بر فرهنگ عمومی جامعه ایرانی تبیین کند.