نمادهای کهنالگوی یونگ درگرهگشایی داستان شاهزاده و کمپیرزن (شاهزادهای که پادشاهی حقیقی به او روی نمود)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران. ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع)
doi
10.30495/farsij.2022.1923565.1465چکیده
کهن الگوها تصاویرازلی مشترک درحافظه و ضمیر ناخودآگاه انسان هستند که در هر عصری بانمودهای رایج آن دوره خود را نشان می دهند و بازشناسی تحولات و دگرگونی های آنها می تواند نگاه ما را در مورد جریانهای عمیق فرهنگی، اخلاقی و مذهبی در دورههای تاریخی افزایش دهد. یونگ در آثار خود از کهن الگوهای متعددی نام م یبرد و هر یک از آنها را به تنهایی و در پیوند کلی با هم در شمار پرمعناترین تجلیات روان جمعی به شمار می آوردﺑﺎ ﭘﻴﺪاﻳﺶ ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎى روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ارﺗﺒﺎط ﭼﻨﺪﺳﻮﻳﻪ ﺑﻴﻦ ﻋﻠﻮم ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪه اﺳﺖ؛ از ﺟﻤﻠﻪ ارﺗﺒﺎط ﺑﻴﻨﺎرﺷﺘﻪ اى ادﺑﻴﺎت و روان ﺷﻨﺎﺳﻲ. اﻳﻦ اﺗﻔﺎق ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺗﺎ ادﺑﻴـﺎت ﻣﺤﻤﻠـﻲ ﺑﺮاى ﻧﮕﺮش و ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ روزآﻣـﺪ، ﻛﺎرآﻣـﺪ و ﺧﻮاﻧﺸـﻲ ﻣﺘﻔـﺎوت ﺗﻠﻘـﻲ ﺷـﻮد. ادﺑﻴـﺎت ﺑـﻪ ﻣـﺪد ﻧﻈﺮﻳـﻪ ﻫـﺎى روان ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺧﻮد را ﻣﻠﻤﻮس ﺗﺮﻋﻤﻞ ﮔﺮاﺗﺮ ﻋﺮﺿﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ و ﺑﺮ ﺟﺬاﺑﻴﺖ ﺧـﻮد در ﻣﺘـﻮن ادﺑـﻲ، ﺑﻪوﻳﮋه در ﻣﺘﻮن ﻋﺮﻓﺎﻧﻲ اﻓﺰوده اﺳﺖ. از ﺟﻤﻠﺔ اﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﺎت، ﻧﻈﺮﻳﺔ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺷﺨﺼﻴﺖ و اﺑﻌﺎد ذﻫـﻦ و ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﻔﺮّد ﻳﻮﻧﮓ اﺳﺖ. ﻣﻮﺿﻮع اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، به بررسی نظریه کهن الگوی یونگ اثر کارل گوستاو یونگ روانشناس شهیر سویسی ﺑﺎ در ﻣﺜﻨﻮى اﺳﺖ. اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ ﻛـﻪ ارتباط مستقیمی بین علم روانشناسی و علوم ادبی برقرارست. ﻣﻮﻟﻮى در اﻳﻦ ﺣﻜﺎﻳاﺖ، مثنویﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﻲ آﻣﻮزد ﻛـﻪ ﻻزﻣـﺔ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﺗﻮازن، ﺗﻌﺎدل ﺷﺨﺼﻴﺖ و رﺳﻴﺪن ﺑﻪﺗﻔﺮّد، ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻳﻜﭙﺎرﭼﺔ ﺗﻤﺎم اﺑﻌﺎد ﺷﺨﺼﻴﺖ رواﻧﻲ ﻓﺮد اﺳﺖ.