نقد تطبیقی مفهوم عمر جاوید در شاهنامه و اسطورههای یونان باستان
نویسندگان
1 داتشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
doi
چکیده
مسئله زندگی جاوید و تقابل با مرگ همواره یکی از دغدغههای بنیادین در اندیشه اساطیری ایران و یونان بوده است. هدف این پژوهش آن است که چگونگی رویارویی قهرمانان در شاهنامه فردوسی و اساطیر هومری با واقعیتِ مرگ و تلاش آنان برای ماندگاری را مقایسه کند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، شباهتها و تفاوتهای نگرش به سرنوشت و جایگاه انسان را در این دو تمدن بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که اگرچه مرگ جسمانی در هر دو فرهنگ حقیقتی گریزناپذیر است، اما شیوه دستیابی به جاودانگی در آنها کاملاً متفاوت است. در جهانبینی یونانی، بقا ماهیتی «زیباییشناسانه» و بیرونی دارد که تنها از طریق کسب شهرت و دلاوری در جنگ به دست میآید تا قهرمان در یادها بماند. در مقابل، شاهنامه راهکاری «اخلاقی» و درونی ارائه میدهد که در آن جاودانگی تنها از طریق به جای گذاشتن «نامِ نیک» و رعایت دادگری حاصل میشود. نتیجه آنکه قهرمان یونانی به دنبال تبدیل شدن به اثری هنری در تاریخ است، اما قهرمان ایرانی بقا را در حفظ ارزشهای انسانی و پرهیز از گناه میجوید.