طراحی الگوی سیاست گذاری تربیتی در آموزش و پرورش با تأکید بر نهاد خانواده
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاداسلامی،تهران،ایران fadaeemohadese@gmail.com
2 دانشیار،گروه مدیریت فرهنگی،دانشکده مدیریت واقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران dr.salehiamiri@gmail.com
3 استاد،گروه تعلیم وتربیت ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس تهران،استاد مدعو واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران Mehrmohammadimahmoud@gmail.com
4 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران،تهران،ایران zolfaghar@ut.ac.ir
doi
10.30495/educ.2022.1958811.2874چکیده
مقاله حاضر درصدد طراحی الگوی سیاستگذاریهای تربیتی در آموزش و پرورش کشور با تأکید بر نهاد خانواده، با استفاده از روش کیفی دادهبنیاد مبتنی بر ابزار مصاحبه بوده است. جامعه هدف پژوهش، خبرگان و متخصصان در حوزه سیاستگذاری تربیتی و نیز خانواده (مشتمل بر مدیران حوزه آموزشوپرورش و نیز اساتید و مطلعین دانشگاهی در حوزه سیاستگذاری و خانواده) بودهاند که از میان آنها 15 نفر با روش اشباع نظری و به شکل نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. یافتههای این مطالعه مبیّن آن است که طراحی الگوی سیاستگذاری تربیتی با تأکید بر نهاد خانواده، مبتنی بر پدیده محوری سیاستگذاری مشارکتی چند بعدی در ابعاد علمی- فرایندی، فکری و مالی بوده که عواملی علّی چون بازتعریف نقش ذینفعان در تعلیم و تربیت و شرایطی زمینهای چون، دگرگونی در وضعیت موجود مبتنی بر تحولات ساختاری – تشکیلاتی نظام تربیتی، تصویب قوانین و مقررات مشارکت پذیری و همراستایی خانواده و نظام تربیتی بستر ساز بروز و ظهور آن میباشند که البته در این میان نباید از اثرگذاری عوامل مداخلهگری چون موانع خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و مدیریتی که عمدتاً محدود کننده مشارکت نهاد خانواده میباشند، غفلت نمود. با این وجود آنچه مسلم است آن است که اعمال راهبردهایی مدیریتی و نیز پیشبینی سازوکارهای ارتباطی و تبادلی میان نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش میتواند سیاستگذاری تربیتی مشارکتی را رقم زند که پیامدهایی در سطوح سازمانی (بهبود کارکردهای نظام آموزشی) و فراسازمانی (توسعه فردی و اجتماعی) در پی خواهد داشت.