تحلیل بینامتنی در داستانهای عزاداران بیل و تاتار خندان اثر غلامحسین ساعدی با تأکید برگفتگومندی و چندصدایی باختینی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
3 دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
10.30495/farsij.2022.1963241.1636چکیده
پژوهش حاضر به بررسی بینامتنیت در داستانهای عزاداران بیل و تاتار خندان اثر غلامحسین ساعدی بر اساس نظریه میخاییل باختین میپردازد. آنچه امروز از آن به عنوان بینامتنیت یاد می شود اصطلاحی است که میتوان آن را گفتمان میان متون نامید. بینامتنیت مطالعهی گفتمان متنها در آثار ادبی و فرهنگی جهان است. تا قبل از نظریات فردینان دوسوسور همه به مستقل بودن متنها معتقد بودند، ولی نظریات سوسور از اعتبار این نظریهها کاست. بر اساس این نظریه باختین معتقد است که متون و گویندگان آنها آگاهانه و یا ناخودآگاه از سرچشمههای فکری و ادبی یکدیگر بهره میبرند. نویسندگان این مقاله برآنند که با شیوه تحلیل محتوا و با هدف شناخت بیشتر آثار این نویسنده بر اساس نظریه باختین و با روش کتابخانهای این دو اثر را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند؛ یافتههای پژوهش نشان می دهد که نویسنده تحت تأثیر قرآن و عقاید اسلامی قرار گرفته است و همچنین در خلال داستانها به بعضی از باورهای عامیانه اشاره کرده است. نمود ضربالمثل و اسطوره، کنایه و آوردن بخشی از دعا و مناجات از شاخصهای دیگر این آثار است. ساعدی گاه به داستانهای دیگر در لابهلای آثارش اشاره کرده است و در عزاداران بیل ازلحاظ محتوا و درونمایه تحت تأثیر بوف کور صادق هدایت و مسخ کافکا قرار گرفته است.