پناهندگی به مثابه اعتراض؛ تحلیلی بر رمان هیچ دوستی بجز کوهستان از منظر نظریهی زیباییشناسی انتقادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر
2 دانشجوی دکتری، گروه جامعه شناسی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.30495/farsij.2022.1928524.1481چکیده
ادبیات همواره بخشی از مبارزه با ساختارهای قدرت بوده است. با ظهور مکتب فرانکفورت، مبحث انتقاد و نگاه سلبی به اکنونیت جامعه بشری بُعدی جدی تر و منسجمتر به خود گرفت. دستاورد مکتب فرانکفورت نظریه زیبایی شناسی انتقادی است، این نظریه، هنری را اصیل میداند که مستقل بوده و در پی رد وضعیت موجود و تغییر آن باشد. رمانهیچ دوستی بجز کوهستان مبتنی بر نوعی رئالیسم انتقادی است که ساختارهای قدرت را به چالش میکشد. هدف از این پژوهش، خوانشی از وضعیت مهاجرت و پناهندگی با استفاده از رُمان هیچ دوستی بجز کوهستان بهروز بوچانی است. مهاجرت و پناهندگی دستاویزی برای انتقاد از وضع موجود در کشورهای لیبرال دموکراتیک است که این رمان با استفاده از شیوه بیان و لحن اعتراضی و استفاده از نمادها و استعارات سعی در روایت وضعیت زندانمانوس دارد. این امر ظهور شکلهای نوینی از سرمایهداری و استعمار را به چالش میکشد که در سوژه پناهنده و موقعیت پناهندگی خود را نشان می دهد.